سفر به زنجان پایتخت غزل

خرید بک لینک
غریب بود.در شهر خودش انگار بیگانه ای بود در زیر خاک خفته.در گورستان زنجان داشتند مرده ای را به خاک میسپردند.ما هم سر مزار حسین منزوی بودیم.صدای شاتر دوربین ها بود و زمزمه ی شعرهای منزوی و علی محمد مودب که خاطراتی دیر و دور داشت از سلطان.ما با غم نگاه میکردیم.با بغض.با حسرت.

یادم به قبرستان شهر خودمان افتاد.به حیدر آقا.که چند سالی میشود میهمان خاک است.به یاد آن همه شعر و شور که زیر خروارخروار خاک مدفون شده.آنسوتر بهمن رافعی را یاد کردم.او منزوی شهر ماست.او که در خلوت و انزوای خود تنهایی را به تماشا نشسته است و چندی بعد ماییم و پارچه ی سیاهی و تسلیتی.ماییم و همان قصه ی غم انگیز زنده ستیزی و مرده پرستی...

من میراث دار شعر این ها هستم.من در میان زمزمه ی نغمه های مسعود بختیاری بزرگ شدم. میان صدای اصیل کشیده شدن قلم نی بر کاغذ .من با قلم مو و بوم رنگ قوم و خویشم.در جاده های پر پیچ و خم کوه چه تصویرها که از سیاه چادر عشایر و گله های سیاه وسفید برنداشته ام...

میدانید...در میان نسل چهارمی های بی رسالت،دختری بیست و چهارساله پیدا میشود که وظیفه اش را زنده نگاه داشتن یاد وراه بزرگان سرزمینش میداند.خواه یاد پیرمرد ساده ی شاعری باشد که در کوهستان به دنیا آمد و در کوهستان به خاک سپرده شد خواه راه موسیقی اصیل ایرانی که دارد در هیاهوی دهکده ی جهانی خاموش میشود...

میدانم که این ها بیشتر به شعار میماند اما روزگاری باید بگذرد تا شعار های پوچ و توخالی فراموش شوند و مردان و زنان راه به سرمنزل مقصود برسند...گذر روزگاری باید..

...زنی چنین که منم...

ما را در سایت ...زنی چنین که منم دنبال می‌کنید

برچسب: سفر به زنجان,راهنمای سفر به زنجان,سفر, به زنجان,سفر فرح به زنجان,سفر رئیس جمهور به زنجان,سفر ریاست جمهوری به زنجان,خاطرات سفر به زنجان,سفر لاریجانی به زنجان,گزارش سفر به زنجان, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 14:13

صفحه بندی